این مطلب ۳ بار خوانده شده

ديدگاه حضرت امام خمينى درباره نقش اجتماعى زن مسلمان

نسخه مناسب چاپ

اشاره

پس از پيروزى انقلاب اسلامى و استقرار جمهورى اسلامى ايران روش اداره كشور و مبناى مشروعيت قدرت سياسى تغيير كرد . اين تغيير ناشى از جهان بينى توحيدى و گستره تئوريك اسلام، يعنى حاصل نگرش خاص نسبت‏به مفاهيم و پديده‏هاى اجتماعى بود كه نفوذ قدرت خداوند را در حيات اجتماعى علاوه بر حيات فردى مطرح نمود . الگوى اجتماعى نقش و پايگاه زن در جامعه اسلامى از جمله مسائل اجتماعى است كه براساس اين مبنا قابل بررسى است . مقاله حاضر كه تلخيصى از كتاب "الگوى اجتماعى، نقش و يا نگاه زن مسلمان در جامعه اسلامى براساس ديدگاه حضرت امام خمينى (ره" است، در اين چارچوب نگارش يافته است .

مقدمه

در تاريخ معاصر در جهان غرب، همراه با رشد و پيشرفت علوم تجربى، دانش فنى و تكنولوژى، نظام فرهنگى و اجتماعى نيز دستخوش تغييراتى وسيع شد . اين موضوع در تفكرات و فعاليتهاى علمى، فرهنگى رنسانس ريشه داشت و به عبارت ديگر، در اروپا پس از قرون وسطى فرهنگى به وجود آمد كه زمينه انقلاب صنعتى، رشد سرمايه‏دارى و پيدايش پديده‏هاى مختلف اجتماعى بر مبناى اين فرهنگ را پديد آورد . اين فرهنگ كه داراى بار سنت "يهودى، مسيحى" بود به لحاظ مشكلات جوامع اروپايى با كليسا پيدايش تضاد ميان مقامات روحانى كليسا با دانشمندان و پژوهشگران و نيز به دليل پيدايش افكار ماديگرانه و گسترش آنها در اين دوران، از داخل جريان سكولاريزاسيون (غير دينى شدن) عبور نمود و بدين ترتيب فكر و عمل دينى اهميت اجتماعى خود را از دست داد .

 

به دلايلى چون رواج و اشاعه ايده‏ها و افكار خصوصا با رشد و گسترش وسايل ارتباط جمعى و همچنين گسترش پديده استعمار در اشكال نظامى، فرهنگى، سياسى، اقتصادى ... فرهنگ مذكور در نقاط مختلف دنيا و از آن جمله در كشورهاى اسلامى رسوخ نمود و تمام جوامع را - البته با شدت و ضعفهايى - تحت تاثير قرار داد .

 

در اين اوج، در كشورهاى مسلمان پديده ترقى‏خواهى به وجود آمد، اين فكر اروپا را نمونه پيشرفت و الگوى كشورهاى مسلمان معرفى نمود، به طورى كه سيد حسن تقى‏زاده، مشروطه خواه ايرانى در روزنامه كاوه در سال ۱۹۱۷ نوشت: تنها راه نجات مردم ايران اقتباس راه و روش اروپائيان و تقليد از زندگى آنهاست . از طرفى اكثر قريب به اتفاق حكومتهاى جوامع اسلامى از اواخر قرون نوزدهم و اوايل قرن بيستم خصوصا پس از جنگ دوم جهانى (مانند آتاتورك در تركيه و رژيم پهلوى در ايران) با كمك جوامع سرمايه‏دارى غرب، اقدام به مدرنيزه كردن كشورهاى خود براساس پذيرش ارزشهاى غربى به جاى ارزشهاى اسلامى و جدا نمودن دين از زيست اجتماعى نمودند . اين جريان بر نظام رفتارى و ارزشهاى جوامع اسلامى تاثير بسيار گذاشت . حيات فردى و اجتماعى زنان و نظام خانواده، از جمله اين تاثير پذيرفتگان است . "كتابهايى در حوزه مطالعات مربوط به زنان مسلمان براساس تئورى مدرنيزاسيون يا نقطه نظرات ماركسيستى نوشته شد ... بسيارى از اين مطالعات، الگوى وظايف ايده‏آل زنانه در غرب را به عنوان معيار براى مطالعه زنان مسلمان به كار بردند، و با وضعيت‏بد آنها همدردى كردند و مدرنيزه شدن و غربى شدن زندگى آنها را، راه رهايى آنها از مشكلات معرفى نمودند" (۱) به اين ترتيب از اين دوران، آنچه از طرف نويسندگان و گويندگان خارجى حتى داخلى (در مواردى) به عنوان معيار و معرف پايگاه و نقش زن مطرح مى‏شد، عمدتا همان معرفها و معيارهاى جوامع غربى و عدم توجه به الگوى فرهنگى و زمينه اجتماعى، تاريخى كشورهاى اسلامى بود .

 

در ايران به عنوان كشورى اسلامى چنين روندى از نظر فكرى و نيز در عمل توسط رژيم پهلوى دنبال مى‏شد . تا اينكه انقلاب اسلامى به منزله واقعه‏اى بيمانند و غير منتظره براى دو جهان غرب و شرق به وقوع پيوست . جامعه‏اى مذهبى كه تمام اقشار و بويژه توده مردم آن بر اساس جهان بينى توحيدى و ايدئولوژى اسلامى به پا خاستند .

 

جهان از نقش فعال و پيشرو زنان مسلمان در اين انقلاب دچار شگفتى شد . انقلاب اسلامى زنان را به عنوان بخشى برجسته و تعيين كننده در كنار مردان ملاحظه كرد . اين زنان نيرو و استحكامشان را از گستره تئوريك اسلام الهام گرفتند . اسلام دينى كه خصوصى‏ترين بخش زندگى آنان تا مشاركت‏سياسى - اجتماعى و نقشهاى ديگرشان را برنامه‏ريزى و هدايت مى‏كند .

 

پس از وقوع انقلاب اسلامى در ايران منشا مشروعيت قدرت سياسى تغيير كرد و نگرشى خاص نسبت‏به مفاهيم و پديده‏هاى اجتماعى مطرح شد كه نفوذ قدرت خداوند را در حيات اجتماعى علاوه بر حيات فردى طرح نمود . اين نوع نگرش طبيعتا در بررسى مدل اجتماعى پايگاه و نقش زن در جامعه اسلامى نيز تعيين كننده است . بدين معنى كه پايگاه و نقش انسان (زن و مرد) به طور اعم و زن به طور اخص در جامعه اسلامى مبتنى بر جهان بينى توحيدى، با نگرش خاص به انسان به عنوان مخلوق خداوند و خليفه صاحب كرامت‏خدا در زمين با سايه گسترده ولايت معصومين (ع) بر حيات اين انسان در طول تاريخ، با پايگاه و نقش انسان به طور اعم و زن به طور اخص در جامعه‏اى (غرب) كه در آن انديشه‏هاى خداگرايانه مغلوب انديشه‏هاى سكولاريستى، غير دينى و ماديگرانه شده و انسان در انجام تمايلات خويش به هر شكل آزاد است، فردگرايى و سودگرايى حاكم و بازار محور نهايى زندگى انسان است، از اساس در كليه سطوح متفاوت است و حتى نقشهاى مشابه و يا ظاهرا مشابه مانند مشاركت‏سياسى يا فعاليت اقتصادى در اين دو نوع جامعه و به عبارتى در اين دو فرهنگ هدفهاى يكسانى را تعقيب نمى‏كنند و ارزشهاى تعيين كننده نقش و پايگاه زن در اين دو نوع جامعه متفاوت است .

 

ولى فقيه در جامعه اسلامى ايران عهده‏دار سرپرستى و هدايت انسانها و جامعه به طرف رشد و تعالى بر مبناى فرهنگ اسلام است و بنيانگذار نظام اسلامى ايران از جهت عملى و نظرى حضرت امام خمينى (رض) بوده و ايشان در زمينه مسائل مختلف اجتماعى از جمله در مورد موضوع مورد بحث ديدگاه خود را بيان نموده‏اند . اين نكته حايز اهميت‏بسيار است كه ايشان علاوه بر آشنايى دقيق و جامع به فرهنگ و تاريخ اسلام، نسبت‏به مسائل مبتلابه جوامع اسلامى و حتى ديگر جوامع بشرى آشنايى بى‏نظيرى داشتند .

 

از آنجا كه نقش زنان و نحوه حضور و مشاركت آنها در اجتماع در تاريخ معاصر از مسائل و محورهاى مورد بحث‏بوده است . و از طرفى با مطرح شدن الگوى وظايف ايده‏آل زن در نظام سرمايه‏دارى و مادى غرب در جوامع اسلامى، در تعيين الگوى پايگاه و نقش زن در جامعه اسلامى از ضروريات اين عصر بوده و حضرت امام خمينى (ره) نظر خود را در اين زمينه براساس مبانى و اصول فرهنگ اسلام بيان نموده‏اند . اين مقاله به اختصار به تبيين نظر ايشان در اين زمينه مى‏پردازد .

 

الف) نقش سياسى، اجتماعى زنان .

 

۱ . حضور زنان در انقلاب اسلامى ايران:

 

جدول شماره ۱، نمايشگر نقش زنان در انقلاب اسلامى ايران است كه در ذيل معرفهاى اين نقش را به اختصار توضيح مى‏دهيم .

 

الف: نقش مستقيم سياسى زنان در انقلاب اسلامى ايران:

 

۱ . نقش اساسى زنان در جنبشهاى صد ساله اخير (مشروطه و تنباكو): بطورى كه مشخص است اين معرف مربوط به نقش زنان در انقلاب اسلامى نيست، اما اين دو جنبش در تاريخ معاصر ايران اتفاق افتاده و در مبارزه با استبداد و استعمار در ابعاد مختلف حايز اهميت است و از طرفى حضرت امام خمينى (س) نقش زنان در جنبش مشروطه و تنباكو را مانند نقش آنها در انقلاب اسلامى مفيد و مثبت در جهت مصالح كشور و اسلام مى‏دانند و آن را در مقابل نقش منفى زنان در رژيم پهلوى كه در جهت نابودى كشور و اسلام بود، قرار مى‏دهند .

 

حضرت امام (س) در جايى فرموده‏اند: "ابر جنايتكاران كه ادامه حيات خويش را در اسارت ملتها بويژه ملتهاى اسلامى مى‏دانند در اين سده‏هاى اخير كه راهشان به كشورهاى اسلامى نفتخيز و ثروتمند باز شد دريافتند كه تنها قشر مذهبى است كه مى‏تواند خار راهى در راه استثمار آنان باشد و ديدند كه حكم نيم سطر يك مرجع مذهبى مورد علاقه مردم داراى چنان قدرتى است كه دولت انگليس و دربار قدرتمند قاجار را به زانو درآورد و نيز دريافتند كه زنان در آن نهضت نقش اساسى داشتند و متوجه شدند كه در مشروطه و پس از آن نيز زنان بويژه قشر متوسط محروم آنان هستند كه مى‏توانند با قيام خود، مردان را به ميدان بكشند و احساس كردند كه تا اين عوامل به قوت خود باقى هستند، نقشه‏هاى آنان نقش بر آب است و لازم ديدند براى دست‏يافتن به اين كشورها و مخازن سرشار آنها "پايه‏هاى مذهب" و "رهبرى مذهبى "و "قشرهاى مذهبى" سست‏شود ... تا آنكه رضا خان را براى خدمت‏يافته و به قدرت رساندند ... كسانى كه آن زمان را به ياد دارند مى‏دانند اين خائن تبهكار با دستيارى عمال بى‏وطنش با اينان چه كردند و براى پيروزى هر چه سريعتر نقشه‏هايشان چه راههايى را براى انحراف و مصرفى نمودن و به فساد كشيدن بانوان مظلوم در پيش گرفتند . كافى است نسل حاضر كه آن روزگار سياه را درك نكرده‏اند به كتابها، شعرها، نوشته‏ها، نمايشنامه‏ها، تصنيفها، روزنامه‏ها، مجله‏ها مراجعه و از آنان كه ديده‏اند از مراكز فحشا و قمارخانه‏ها و شراب‏فروشيها و سينماهاى آن زمان بپرسند . (۲)

 

۲ . قيام و مبارزات زنان در نهضت اسلامى ايران:

 

بيدارى ملت و قيام زنان بر ضد رژيم پهلوى و تظاهرات و ايستادگى آنها در ميدان مسلسلها و تانكهاى دژخيمان رژيم پهلوى درحالى كه حتى فرزندان خود را در آغوش داشتند در عين رعايت‏حجاب اسلامى موجب پيروزى ملت ايران و نهضت اسلامى شد و بدين ترتيب نقشه شيطانى غرب و وابستگان وى در گمراه و دچار آسيب كردن زنان، نقش بر آب شد . زنان در اين حركت‏خويش الگوهاى اسلامى يعنى حضرت فاطمه (س) و حضرت زينب (ع) را تبعيت نمودند و اين آنها را در عرض بانوان و سربازان صدر اسلام قرار داد . حجاب زنان مسلمان در انقلاب اسلامى اگر چه به عنوان عاملى براى مقابله (Resisting) بود، اما در واقع هويت زن مسلمان (Identity) را تشكيل مى‏داد . لذا براى كسب استقلال خويش از قيد شيئيت، ملعبه بازيها و شهوت پرستيها و فساد رايج در جامعه آن زمان از شروط اساسى و اوليه محسوب مى‏شد .

 

۳ . قيام و مبارزات زنان و مردان در نهضت اسلامى ايران:

 

زنان و مردان ايران در جريان انقلاب اسلامى متحول شده و روحياتشان تغيير نمود و اين باعث استقامت و پايمردى بيشتر آنها و پيروزى انقلاب شد . پس با تغيير تعلقات روحى زنان و مردان و سپس با تغيير ذهنيت آنها در جريان انقلاب اسلامى فكر و عمل دينى در حيات فردى و اجتماعى و همچنين مبارزه با طرحها و برنامه‏هاى استبداد داخلى و استعمار خارجى در اين راستا در نزد آنها اهميت‏يافت . و از اين رو عملكرد عينى آنان در اين مسير منجر به پيروزى انقلاب اسلامى شد .

 

۴ . نقش شهادت طلبى زنان در نهضت اسلامى و حكومت اسلامى در حصول پيروزى:

 

روحيه شهادت طلبى و جانفشانى زنان موجب ناتوانى قواى بيگانه در مقابله ملت ايران و به ثمر رسيدن نهضت اسلام شد . در واقع پيدايش روحيه شهادت طلبى همان تغيير در روحيات و تعلقات روحى است كه در عينيت جامعه، در تحولات سياسى، اجتماعى و فرهنگى ... جامعه نقش تعيين كننده‏اى دارند .

 

 

۵ . قيام و مبارزات زنان دوشادوش مردان در نهضت اسلامى ايران:

 

زنان در پرده عفاف همصدا با مردان و دوشادوش آنها در نهضت اسلامى مشاركت داشتند و موجب بيمه كردن پيروزى براى اسلام و انقلاب شدند . نكته قابل توجه اينكه، در گذشته يعنى در دوران پهلوى، دوشادوشى زنان و مردان در جامعه، در چارچوب فرهنگ وارداتى غرب طرح و اعمال مى‏شد . و كشف حجاب يا به عبارتى بى‏حجابى و عدم رعايت موازين اسلامى در روابط بين زن و مرد، از اصول تفكيك ناپذير اين همدوشى بود، بعلاوه مسير و جهت آن نيز فرق مى‏كرد . اما در انقلاب اسلامى اين دوشادوشى در صحنه سياسى، اجتماعى، فرهنگى و ... دقيقا در چارچوب ايدئولوژى اسلامى است، لذا حفظ موازين شرعى در روابط زن و مرد و عايت‏حجاب از اصول تفكيك ناپذير آن است .

 

۶ . پيشقدم بودن و رهبريت زنان در قيام و مبارزات انقلاب اسلامى ايران:

 

زنان در انقلاب اسلامى پيشقدم بوده و در مقايسه با مردان، آنها در انقلاب نقش اول را ايفا كرده‏اند .

 

۱ - حضور زنان در انقلاب اسلامى ايران، اسباب شجاعت مردان:

 

بيان كرديم زنان ايران مستقيما در صف اول مبارزه و قتال در جريان نهضت اسلامى ايران قرار داشتند . و حالا اين نكته را نيز بدان مى‏افزاييم كه قيام زنان ايران بويژه قشر متوسط و محروم در كليه حوادث تاريخى و نهضتهاى صد ساله اخير بويژه در انقلاب اسلامى موجب به ميدان آمدن مردها و تشجيع آنها شده است و از اينرو بازهم زنان در صف اول نهضت قرارداشته و پيشقدم هستند . پس زنان الهام دهنده، تعليم دهنده و مايه عبرت مردان بوده اند از اينرو خط، سهم و نقش آنها در انقلاب بيشتر بوده است . از آنجا كه به فرموده حضرت امام (س): انقلاب اسلامى از نفوس تحول يافته زنان و مردان برخاسته است . مى‏توان گفت، تحول روحى در زنان نه تنها عملكرد فكرى و عينى آنها را در صحنه‏هاى مختلف سياسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى انقلاب و نظام اسلامى تعيين مى‏كنند، در تحول روحى و در عملكرد ذهنى و بالاخره عملكرد عينى مردان در صحنه‏هاى مختلف انقلاب و نظام اسلامى نقشى تعيين كننده دارد . از اين روست كه امام فرموده‏اند: "زنان تقويت كننده و شجاع كننده ملتها" هستند . البته اين امر در نقش انحطاطى زنان نيز صادق است، بدين معنى زمانى كه زنان خود را ملعبه هوسبازيهاى لذت پرستان و ماديگرايان قرار داده و خود را در حد يك شى پايين آورند، در سقوط روحى و فكرى و رفتارى مردان و كليه اقشار جامعه نقش تعيين كننده‏اى دارند .

 

۲ - نقش ايثار مادران شهدا در انقلاب اسلامى ايران:

 

حضور مثبت زنان در نقش مادران، همسران و خواهران در انقلاب اسلامى در تحول روحى و ذهنى و رفتار عينى فرزندان، شوهران و برادران موثر افتاد و به حفظ و گسترش روحيه انقلابى، در كانون خانواده توسط زنان و مادران انجاميد، كه خود عاملى بسزا در پيروزى نهضت اسلامى محسوب مى‏شود . ج: حق و سهم زنان در انقلاب اسلامى ايران (نقش مستقيم و غير مستقيم)

 

براساس نظر حضرت امام (س) زنان نسبت‏به مردان بر ملتها حق بيشترى دارند و انقلاب اسلامى ايران نيز بيشتر رهين نت‏بانوان است تا مردان، بدين سبب ايشان فرموده‏اند: "پيروز و سرافراز باد نهضت اسلامى زنان معظم ايران . "

 

 

۲ - نقش سياسى - اجتماعى زنان در جامعه اسلامى (جمهورى اسلامى ايران) .

 

جدول شماره ۲، نمايشگر نقش سياسى و اجتماعى زنان در جامعه اسلامى است كه معرفهاى آن را به طور اختصار توضيح مى‏دهيم .

 

۱ . فعال بودن زنان در مسائل سياسى، اجتماعى در جمهورى اسلامى ايران:

 

ورود زنان به صحنه‏هاى سياسى، اجتماعى و طرح اين مسائل توسط آنها در اثر تحول فكرى و روحى ايجاد شده در آنان در جريان انقلاب بوده است . كه در مورد آن سخن گفتيم . شركت زنان در قلمرو امور سياسى، اجتماعى جامعه و آزادى آنها در اين امور همقدم با مردان و ديگر اقشار جامعه و حتى پيشقدم نسبت‏به ديگران به اهداف زير است:

 

در جهت عدم تعهد نسبت‏به ابرقدرتها - به هدف اسلام و عمل به تكليف شرعى خويش - براى اداره مملكت و امور كشور به ست‏خود - جنگ با ابرقدرتها و قواى شيطانى - رواج و گسترش اخلاق اسلامى و اعمال صالحه ...

 

از طرفى وجود بينش سياسى و آگاهى در اين امور و علاقه به مسائل سياسى، اجتماعى و مشاركت زنان در اين زمينه موجب آسيب ناپذيرى ملت و پيروزى آن و ابطال نقشه‏هاى دشمنان نسبت‏به مردان و زنان در به فساد كشيدن آنها و پيشبرد اهداف اسلام مى‏شود . اما عنصر اساسى حركت‏سياسى، اجتماعى زنان رعايت‏حجاب و مسائل مبتنى بر آن مانند عدم آميزش و اختلاط غير شرعى زنان و مردان است . اهميت اين نكته از آنجا ناشى مى‏شود كه در تاريخ معاصر بى‏حجابى و آزادى روابط زنان و مردان عنصر تفكيك ناپذير پيشرفت و حركت‏سياسى، اجتماعى زنان قلمداد مى‏شد . (۳)

 

۲ . مشاركت زنان در ساختن جامعه و سازندگى كشور و لزوم آن:

 

جامعه و كشور تنها به دست مردان آباد و ساخته نمى‏شود، بلكه زنان با مردان در سازندگى كشور معناى واقعى آزاد بودن براى زنان و مردان يك جامعه است، نه آزادى در مراكز عيش و عشرت و آميزشهاى غير شرعى .

 

ازطرفى مشاركت زنان ايران در سازندگى كشور مثلا شركت در جهاد سازندگى، موجب گسترش موج سازندگى در سراسر كشور و تحريك و ازدياد قواى مردان در اين امور مى‏شود، علاوه بر اين آنان با تربيت جوانان توانا براى انجام سازندگى و عمران كشور گام ديگرى در سازندگى برمى‏دارند و اهداف آنان در اين سازندگى قطع وابستگى كشور در تمام ابعاد - ريشه كن نمودن فقر و استضعاف - ساختن كشور و خرابه‏هاى دوران پهلوى و بقاى جامعه اسلامى مى‏باشد .

 

۳ . حق راى و مشاركت زنان در انتخابات و لزوم آن:

 

شركت زنان در رفراندومها و راى دادن و راى گرفتن و انتخاب شدن براى ورود به مجلس، براى آنها همانند مردان يك حق سياسى است كه بايد در جهت استقلال كشور و آزادى آن و تحقق اسلام حقيقى به كار گرفته شود . كه مشاركت فعالانه، آزادانه و مشتاقانه زنان در رفراندومها در جمهورى اسلامى ايران موجب حصول پيروزى نمونه براى جمهورى اسلامى در دنيا شده است .

 

حضرت امام (س) ورود زنان به مجلس در جمهورى اسلامى با ورود آنها به مجلس در رژيم پهلوى را متفاوت مى‏دانند . در اين مورد ايشان فرموده‏اند: "امروز غير روزهاى سابق است، امروز بايد خانمها وظايف اجتماعى خودشان را و وظايف دينى خودشان را بايد عمل بكنند و عفت عمومى را حفظ بكنند و روى آن عفت عمومى كارهاى اجتماعى و سياسى را انجام بدهند، نه مثل سابق كه فرض كنيد اينها يك زنى را هم وارد كردند در مجلس، اما چه زنى بود چكار مى‏خواست‏بكند؟ حالا هم وارد شدند بعضى خانمها در مجلس، اين ورود غير آن ورود است، آن يك ورودى بود اين هم يك ورود آنها مجالس داشتند، روز زن داشتند، روزى كه براى كشف حجاب بود ... (۴)

 

۴ . جهاد مالى و امداد اجتماعى زنان در نهضت و حكومت اسلامى:

 

جهاد مالى و پيشقدم بودن زنان مسلمان در اين امر، براى مستضعفين، مستمندان و آوارگان و نيز خدمت‏به بيماران و معلولان يكى ديگر از بخشهاى فعاليت زنان در جمهورى اسلامى است . و ارزش فعاليتهاى زنان در اين زمينه از ارزش فعاليتهاى مردان در اين امور بيشتر است و يكى از بهترين تحولات ناشى از انقلاب اسلامى است .

 

۵ . لزوم فعال بودن زنان در مسائل سياسى، اجتماعى در جمهورى اسلامى ايران:

 

اسلام مى‏خواهد زنان مانند مردان به انجام كارهاى اساسى و جدى مبادرت ورزند . از اين رو بر زنان است كه در مقدرات اساسى مملكت اسلامى دخالت كنند چه از طريق غير مستقيم يعنى با تربيت جوانان توانا براى اسلام و مملكت و چه به طور مستقيم، يعنى با مشاركت در كليه امور سياسى اجتماعى جامعه و پيشقدم بودن در اين امور جهت آزادى و استقلال كشور، استقرار و تداوم حكومت اسلامى، طرفدارى از مظلومان، احياى سنت الهى به تبع خاندان اهل بيت (ع) و حفظ ارزشهاى انسانى .

 

مجاهدات الگوها و رهبرانى چون حضرت زهرا (س) و حضرت زينب (ع) در واقع اينگونه وظايف و مسئوليتهايى براى زنان مسلمان ايجاد مى‏كند .

 

۶ . نقش اساسى و ويژه زن در جامعه:

 

اگر چه تعداد فراوانيهاى اين معرف كم است اما با توجه به معانى و قيدها و اوصافى كه در گفتار حضرت امام (س) درباره نقش اساسى و ويژه زن در جامعه وجود دارد . ميزان اهميت اين معرف بسيار است .

 

زنان سرچشمه صلاح و يا فساد در هر جامعه‏اى هستند و لذا نقش آنها در جامعه بالاتر از نقش مردان است . زيرا آنها علاوه بر اينكه خود در تمام ابعاد سياسى - اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى فعال هستند، قشرهاى فعال را نيز در دامن خود تربيت مى‏كنند، آنها مى‏توانند انسانهايى تربيت نمايند كه داراى استقامت و برخوردار از ارزشهاى والاى انسانى باشند و يا درمقابل انسانهايى سست عنصر و غير انسان تربيت كنند، پس هم صلاح جامعه و هم فساد آن در دست زنان است . و در يك جامعه اسلامى زنان متعهد اساس آن ملت و جامعه هستند .

 

با عنايت‏به اين مطلب و ساير مباحث اين بخش نقش اول و اساسى زنان در مسائل مختلف سياسى - اجتماعى تضمين كننده حفظ و تكامل ساخت‏سياسى - اجتماعى جامعه اسلامى ايران است . حضرت امام (س) نقش زن در جامعه اسلامى را سازنده و در جوامع غير اسلامى و فاسد تخريبى مى‏دانند . نمودار زير بيانگر اين موضوع است .

 

 

اين جدول بيانگر تعيين كنندگى ساختار سياسى، حكومتى و مناسبات اجتماعى، هر جامعه و در كليه شئون حيات اجتماعى و حتى فردى است . زيرا خط مشى، سياستها و اصول اجتماعى توسط اين ساختار و مناسبات و سياستها و اصول آن تعيين مى‏شود . از اين رو در جامعه‏اى كه مناسبات اجتماعى آن مفاسد بيشمار اخلاقى، روحى براى افراد آن جامعه به بار مى‏آورد نقش زنان نيز چون در اين چارچوب صورت مى‏پذيرد و با مفاسد اخلاقى، روحى درمى‏آميزد، بنابراين تخريبى است . اين دليل اساسى علت مخالفت‏حضرت امام با وظايف سياسى، اجتماعى زنان در رژيم پهلوى و موافقت ايشان با اين وظايف و فعاليتها در جمهورى اسلامى (جامعه اسلامى) است . از اين رو در كلام ايشان مى‏بينيم كه گفته شده: از دخالت زنها در اجتماع مستلزم مفاسد بيشمار زنان پهلوى ابراز انزجار كنيد و يا فرموده‏اند: احترام به حيثيت اجتماعى و اخلاقى زنان موجب ممانعت اسلام از حضور و اختلاط مخالف با عفت زنان در مجلس رژيم پهلوى است و يا اينكه درست كردن زنان به شكل عروسك و

 

فرستادن آنها به ادارات موجب از فعاليت

 

افتادن مردان و رژيم پهلوى شد و از طرف ديگر ايجاد تقابل بين وظايف خانوادگى و نقش مادرى با وظايف اجتماعى و بى‏ارزش كردن شغل مادرى در زمان پهلوى در اين راستا قرار دارد .

 

زيرنويسها:

 

۱. Hussain, Freda, The Ideal andThe Contextual Realities of Muslim women, in Muslim women, ed.‎ Freda Hussain London, Croom Helm, ۱۹۸۴, p.‎۱.

 

۲ . امام خمينى، صحيفه نور - ج ۱۶ - ث ۱۲۶ - ۱۲۵ .

 

۳ . براى اطلاع بيشتر مى‏توان به كتاب "الگوى اجتماعى نقش و پايگاه زن در جامعه اسلامى براساس ديدگاه حضرت امام خمينى (س) فصل مربوطه مراجعه نمود .

 

۴ . امام خمينى - صحيفه نور - ج ۱۳ - ص ۷۰ - ۱۲۵ .

 

 

فاطمه صفرى

 

مقالات

نظرسنجی

نظر شما در مورد طراحی سایت جدید ما و مقایسه آن با سایت قبلی چیست؟
سایت جدید بهتر است
۳۲%
سایت قبلی بهتر بود
۴۵%
سایت جدید خوب است اماکامل و جامع نیست
۱۸%
نظری ندارم
۵%
تمام آرا: ۱۳۰