این مطلب ۵ بار خوانده شده

سخن نيك گفتن

نسخه مناسب چاپ

زبان عضوى است شگفت آور و در عمل داراى ميدانى بسيار گسترده، و ثوابش فوق العاده مهم، و عقابش سنگين، و عاملى است خوشحال كننده مخاطب، و آتشى است جگرسوز، و حافظى است كم نظير، و قاتلى است بي نظير، و گناهكارى است بي بديل و نيكوكارى است بزرگوار و كريم.
فيض در كتاب شريف محجة البيضاء مي گويد: زبان از نعمت هاى بزرگ خدا و لطائف شگفت آور حق است.
جِرمش كوچك و جُرم و طاعتش عظيم است، زيرا كفر و ايمان كه در باطن و سرّ است جز به گواهى زبان آشكار نمي گردد، ايمان و كفرى كه نهايت طاعت و صغيان درون است.
خاصيتى كه در زبان است در هيچ عضوى نيست، چشم جز رنگ ها را نمي بيند، گوش جز صداها را نمي شنود، دست جز به اجسام نمي رسد و همينطور ساير اعضا كه داراى محدوديت اند، ولى زبان از جانب همه اعضا سخن مي گويد، و از باطن و ظاهر و ملك و ملكوت و غيب و شهادت به حق يا به ناحق گواهى مي دهد، ميدانش در خير محدود و تنگ در شرّ و زيان رسانى داراى دامنى گشاده و وسيع است، كسى كه مهارش را رها كند و از قيد و بند عقل و شرع آزادش نمايد، شيطان آن را به هر ميدانى مي كشاند، و لبه هر پرتگاهى به ويژه لبه پرتگاه آتش مي برد.
نجاتى از شر زبان جز به مقيد نمودنش به مهار شرع نيست، و راه سعادت جز گويا كردنش به سخنانى كه به سود دنيا و آخرت است وجود ندارد.
آزادى از زيان و خسارتش جز به باز داشتنش از آفاتى كه از او سر ميزند ميسر نيست.
معصيت كارترين اعضا برضد انسان زبان است. زيرا به كارگرفتنش در گناه برخلاف ساير اعضاء مؤونه و رنج و تعب و سختى و مشكل ندارد، بزرگترين ابزار شيطان در گمراه كردن و تيره بخت نمودن انسان است، آفاتش و فتنه ها و شرورش عبارت است از اضافه گوئى، افتادن در باطل و سخن ياوه، مجادله و بگومگو، ايجاد دشمنى و خصومت، عالم نمائى با گفتن سخنان مبهم و همراه سجع و تصنع در كلام، فحش، سبّ، بدگوئى، غنا، شوخى، استهزاء، افشاء سر،
دروغ، تهمت، سوگند دروغ، سخن چينى، گفتار منافقانه كه شرح هريك از اين گناهان در ضمن آيات مربوط به خودش بخواست و توفيق حق خواهد آمد.
درباره زبان روايات بسيار مهمى از پيامبراسلام و اهلبيت طاهرينش چه در جهت خطرات زبان و چه در جهت محسنات زبان در كتاب هاى باارزش حديث نقل شده كه لازم است به پاره اى از آنها اشاره شود.
از آنجا كه ميدان خير زبان محدود، و ميدان شرش و خطر و آفتش گسترده است براى نجات از بارمنفى زبان و خطرات و آفاتش بهترين راه صمت و سكوت و سخن نگفتن جز به حق و عدالت است، به همين خاطر روايات مردم را به سكوت ترغيب و تشويق نموده و سكوت از هر گفتار ناروائى را دروازه نجات دانسته اند، و از صمت و سكوت ستايش كرده و صاحبش را انسانى باارزش قلمداد كرده اند.
از رسول بزرگوار اسلام رواياتى در فضيلت سكوت نقل شده كه بخشى از آن به مضمون زير است:
«من صمت نجا:» «۱»
آن كه سكوت كرده، به نجات رسيده.
«الصمت حكم وقليل فاعله:» «۲»
سكوت حكت است و سكوت كننده در ميان مردم اندك است.
عبدالله بن سنان ميگويد: پدرم گفت: به رسول خدا گفتم:
«اخبرنى عن الاسلام بامر لا اسئل عنه احداً بعدك، قال: قل آمنت بالله ثم استقم، قلت: فما اتقى؟ فاوما بيده الى لسانه:» «۳»
مرا از اسلام به حقيقتى خبر ده كه احدى را از آن بعد از تو نپرسند، فرمود: با همه وجودت بگو به خدا ايمان آوردم سپس تا لحظه آخر عمرت بر اين ايمان پايدارى كن، گفتم از چه بپرهيزم؟ با دست مباركش به زبان اشاره كرد.
سهل ساعدى از رسول خدا روايت مي كند كه آن حضرت فرمود:
«من يتكفّل لى بما بين لحييه و رجليه اتكفل له بالجنة:» «۴»
كسى كه حفظ زبان و شهوتش را به ضمانت دهد، من بهشت را براى او ضامن مي شوم.
و نيز آن حضرت فرمود:
«من وقى شر قبقبه و ذبذبه و لقلقه فقد وقى:» «۵»
كسى كه خود را از زيان شكم و شهوت و زبان حفظ نمايد يقيناً از آفات و خطرات حفظ شده است.
از رسول خدا سؤال شد؟
«عن اكثر مايدخل الناس الجنة فقال: تقوى الله و حسن الخلق، وسئل عن اكثر مايدخل الناس النار قال: الاجوفان الفم و الفرج:» «۶»
بيشتر چيزى كه مردم را وارد بهشت مي كند چيست؟ فرمود: تقواى الهى و اخلاق نيكو، و سؤال شد بيشتر چيزى كه مردم را وارد دوزخ مي كند كدام است؟ فرمود: زبان و شهوت.
معاذ ميگويد به رسول خدا گفتم:
«انؤاخذ بما نقول: فقال ثكلتك امك يابن جبل وهل يكب الناس على مناخرهم الاحصائد السنتهم؟» «۷»
آيا ما را به گفتارمان مؤاخذه می كنند؟ حضرت فرمود پسرجبل مادر به عزايت گريه كند آيا مردم جز به سبب محصولات زبانشان به رو در آتش مي افتند!!
انس بن مالك ميگويد: پيامبر اسلام فرمود:
«لايستقيم ايمان عبد حتى يستقيم قلبه، ولايستقيم قلبه حتى يستقيم لسانه ولايدخل الجنة رجل لايأمن جاره بوائقه:» «۸»
ايمان بندهاى مستقيم نمي گردد مگر قلبش مستقيم شود، و قلبش مستقيم نمي شود مگر زبانش مستقيم گردد، و مردى وارد بهشت نخواهد شد مگر اين همسايه اس از زيان ها و شرهايش ايمن باشد.
ابن مسعود ميگويد از پيامبراسلام شنيدم
«ان اكثر خطايا ابن آدم فى لسانه:» «۹»
بى ترديد بيشتر خطاهاى فرزند آدم در زبان اوست.
از رسول خدا روايت شده:
«من كف لسانه سترالله عورته، ومن ملك غضبه وقاه الله عذابه، ومن اعتذر الى الله قبل الله عذره:» «۱۰»
كسى كه زبانش را نگاه دارد خدا زشتى هايش را مي پوشاند، و كسى كه خشمش را حفظ نمايد خدا او را از عذابش نگاه مي دارد، و كسى كه از خدا عذرخواهى كند خدا عذرش را مي پذيرد.
صفوان بن سليم ميگويد رسول خدا فرمود:
«الا اخبركم بايسر العبادة واهونها على البدن الصمت و حسن الخلق:» «۱۱»
آيا شما را به آسان ترين عبادت و سبك ترينش بر بدن آگاه كنم؟ سكوت و حسن خلق.
از رسول خدا روايت شده است:
«من كان يؤمن بالله واليوم الآخر فليقل خيراً اوليصمت:» «۱۲»
كسى كه ايمان به خدا و آخرت دارد، خير بگويد يا سكوت كند.
و نيز آن حضرت فرمود:
«رحم الله عبداً تكلم خيرا فغنم اوسكت فسلم:» «۱۳»
خدا رحمت كند بندهاى كه خير بگويد و به سبب آن غنيمت برد، يا سكوت كند به سبب آن در سلامت ماند.
به عيسى بن مريم گفتند:
«دلنا على عمل ندخل به الجنة قال: لاتنطقوا ابداً قالو: لانستطيع على ذلك قال: فلا تنطقوا الابخير:» «۱۴»
ما را به عملى راهنمائى كن كه به واسطه آن وارد بهشت شويم، گفت: هرگز سخن مگوئيد، گفتند بر سكوت طاقت نداريم، گفت پس جز به خير سخن نگوئيد.
سيلمان بن داود فرمود:
«ان كان الكلم من فضة فالصمت من ذهب:» «۱۵»
اگر سخن از نقره است، سكوت طلاست.
براءبن عازب ميگويد: عربى خدمت رسول خدا آمد و گفت:
«دلنى على عمل يدخلنى الجنة، قال: اطعم الجائع، واسق الظمآن، وامر بالمعروف، وانه عن المنكر فان لم تطق فكف لسانك الا من خير:» «۱۶»
مرا به عملى دلالت كن كه آن عمل به بهشتم در آورد، فرمود: گرسنه را طعام بده، تشنه را سيراب كن، مردم را به كارهاى پسنديده وادار، و از كارهاى زشت باز دار و اگر بر اين امور قدرت ندارى زبانت را مگر از خير گفتن نگاه دار.
رسول خدا فرمود:
«اخزن لسانك الامن خير فانك بذلك تغلب الشيطان:» «۱۷»
زبانت را مگر از سخن خير باز دار زيرا به وسيله اين كار بر شيطان چيره ميشوى.
و نيز آن حضرت فرمود:
«ان الله عند لسان كل قائل فليتق الله امرء على ما يقول:» «۱۸»
بى ترديد خدا نزد زبان هر گويندهاى است، پس بايد هر انسانى نسبت به آنچه ميگويد از خدا پروا كند.
ابن مسعود از رسول خدا روايت ميكند:
«الناس ثلاثة غانم وسالم وشاجب: فاالغانم الذى يذكرالله، والسالم الساكت، والشاجب يخوض فى الباطل:» «۱۹»
مردم سه گروه اند: غانم، سالم، شاجب: غانم كسى است كه به ياد خدا است و در فضاى ذكر بسر ميبرد، سالم كسى است كه سكوت را پيشه خود نموده است و شاجب كسى است كه در سخنان باطل و اعمال بيهوده غرق است.
از حضرت عيسى روايت شده:
«العبادة عشرة اجزاء تسعة منها فى الصمت و جزء فى الفرار عن الناس:» «۲۰»
عبادت ده جزء ايت نه جزء آن در سكوت و يك جزءش فرار از مردم است.
پيامبر اسلام فرموده:
«من كثر كلامه كثر سقطه من كثر سقطه كثرت ذنوبه ومن كثرت ذنوبه كانت النار اولى به:» «۲۱»
كسى كه زياد سخن ميگويد و گرفتار كثرت كلام است لغزشش فراوان است، و كسى كه لغزش فراوان است گناهانش زياد است، و كسى كه گناهانش زياد است آتش به او سزاوارتر است.
اميرمؤمنان فرمود:
«المرء مخبوء تحت لسانه فزن كلامك واعرضه على العقل والمعرفة فان كان لله و فى الله فتكلموا به و ان كان غيرذلك فالسكوت خير منه:» «۲۲»
انسان زير زبانش پنهان است، شما اى مردم سخن خود را بسنجيد و بر عقل و معرفت ارائه كنيد، اگر سخن براى خدا و در راه خداست به آن تكلم كنيد، و اگر غيراين باشد سكوت بهتر از سخن گفتن است.
ابوذر ميگويد: رسول خدا به من گفت:
«الا اعلمك بعمل خفيف على البدن، ثقيل فى الميزان: قلت بلى يا رسول الله قال: هوالصمت وحسن الخلق و ترك مالايعنيك:» «۲۳»
تو را عملى تعليم نكنم كه بارش بر بدن سبك ولى درميزان سنجش سنگين و باارزش است؟ گفتم: آرى اى رسول خدا به من تعليم ده: فرمود: آن عمل سكوت و حسن خلق و واگذاردن امورى است كه براى ارزش و اهميت ندارد.

مصاديق گفتار نيك
قرآن مجيد مصاديق قول نيك را به اينصورت بيان ميكند:
قول حق، قول صدق، قول عدل، قول حسن، قول احسن، قول كريم، قول لين، قول ايمان، قول سديد، قول معروف، قول بليغ، قول ميسور.
۱- وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ: «۲۴»
و خدا همواره حق ميگويد و راه درست و راست را با حق گوئى اش به شما مينماياند.
۲- أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا: «۲۵»
آنان كه به ايمان به خدا و روز قيامت و فرشتگان و قرآن و پيامبران آراسته اند، و مال و ثروتشان را به خويشان، يتيمان، درماندگان، در راه ماندگان، سائلان، و آزادى بردگان ميدهند، و نماز بپا ميدارند و زكات ميپردازند و وفادار به پيمان اند، و شكيباى در تهيدستى و بيمارى وجنگ اند در ادعاى مؤمن بودن راست ميگويند.
۳- وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى : «۲۶»
در هنگام سخن گفتن سخن به عدالت گوئيد هر چند درباره خويشانتان باشد.
۴- وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً: «۲۷»
و با مردم با خوش زبانى و كلام نيك سخن گوئيد.
۵- وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ: «۲۸»
و خوش گفتارتر از كسى كه مردم را به سوى خدا دعوت كند كيست.
۶- قُلْ لَهُما قَوْلًا كَرِيماً: «۲۹»
و با پدر و مادر سخنى شايسته و بزرگوارانه بگو.
۷- فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً: «۳۰»
اى موسى و هارون با فروعون براى دعوتش به سوى خدا سخنى نرم بگوئيد.
۸- قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ: «۳۱»
گفتارى صادقانه در جهت ايمان داشته باشيد، به حقيقت بگوئيد به خدا ايمان آورديم.
۹- يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً: «۳۲»
اى اهل ايمان تقواى الهى پيشه كنيد و سخن به درستى و صواب گوئيد.
۱۰- وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً: «۳۳»
با سبك مغزان به صورتى شايسته و پسنديده سخن گوئيد.
۱۱- وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغاً: «۳۴»
و با دشمنان خدا و دشمنان مؤمنان و در رأس آنان منافقان سخنى رسا كه در دلشان اثر كند بگوى.
۱۲- فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَيْسُوراً: «۳۵»
با فقيران و تهيدستان به هنگامى كه قدرت كمك به آنان را ندارى سخنى آسان و اميدواركننده بگوى.
اگر گفته هاى روزمره انسان از مصاديق اين دوازده صورت باشد گفته اى نيك و مقبول حضرت حق، و سبب پاداش است، و گفته هاى خارج ازاين حقايق و غير مطابق با اين واقعيات باطل و بيهوده و گناه و معصيت و بدون توبه سبب كيفر و عذاب است.

پی نوشت ها:
______________________________
(۱)- محجة البيضاء، ج ۵، ص ۱۹۲.
(۲)- محجة البيضاء، ج ۵، ص ۱۹۲.
(۳)- محجة البيضاء، ج ۵، ص ۱۹۲.
(۴)- محجة البيضاء، ج ۵، ص ۱۹۲.
(۵)- محجة البيضاء، ج ۵، ص ۱۹۲.
(۶)- محجة البيضاء، ج ۵، ص ۱۹۲.
(۷)- محجة البيضاء، ج ۵، ص ۱۹۳.
(۸)- محجة البيضاء، ج ۵، ص ۱۹۳.
(۹)- محجة البيضاء، ج ۵، ص ۱۹۴.
(۱۰)- محجة البيضاء، ج ۵، ص ۱۹۴.
(۱۱)- محجة البيضاء، ج ۵، ص ۱۹۴.
(۱۲)- محجة البيضا، ج ۵، ص ۱۹۴- ۱۹۵.
(۱۳)- محجة البيضا، ج ۵، ص ۱۹۴- ۱۹۵.
(۱۴)- محجة البيضا، ج ۵، ص ۱۹۴- ۱۹۵.
(۱۵)- محجة البيضا، ج ۵، ص ۱۹۵.
(۱۶)- محجة البيضا، ج ۵، ص ۱۹۵.
(۱۷)- محجة البيضا، ج ۵، ص ۱۹۵.
(۱۸)- محجة البيضا، ج ۵، ص ۱۹۵.
(۱۹)- محجة البيضا، ج ۵، ص ۱۹۵.
(۲۰)- محجة البيضا، ج ۵، ص ۱۹۶.
(۲۱)- محجة البيضا، ج ۵، ص ۱۹۶.
(۲۲)- محجة البيضا، ج ۵، ص ۱۹۶.
(۲۳)- الرّغيب، ج ۳، ص ۵۵۳.
(۲۴)- احزاب ۴.
(۲۵)- بقره ۱۷۷.
(۲۶)- انعام ۱۵۲.
(۲۷)- بقره ۸۳.
(۲۸)- فصلت ۳۳.
(۲۹)- اسراء ۲۳.
(۳۰)- طه ۴۳
(۳۱)- بقره ۱۳۶
(۳۲)- نساء ۹
(۳۳)- نساء ۵
(۳۴)- نساء ۶۳.
(۳۵)- اسراء ۲۸.

برکرفته از
کتاب: تفسير حكيم ج ۳
نوشته: استاد حسین انصاریان

مقالات

نظرسنجی

نظر شما در مورد طراحی سایت جدید ما و مقایسه آن با سایت قبلی چیست؟
سایت جدید بهتر است
۳۲%
سایت قبلی بهتر بود
۴۵%
سایت جدید خوب است اماکامل و جامع نیست
۱۸%
نظری ندارم
۵%
تمام آرا: ۱۳۰